X

آداب و رسوم

سنتهای رايج ماه رمضان در استان زنجان

مردم استان زنجان ماه رمضان را فرصت مغتنمی برای عبادت، خودسازی و تذهيب روح و نفس می‌دانند و خود رااز ماه‌های رجب و شعبان برای شرکت در ضيافت الهی آماده می‌کنند. مومنان اين خطه با غبارروبی از مساجد، امامزاده‌ها، تکايا و منازل و خريد اقلام و مايحتاج ضروری خود، از روزهای پايانی ماه شعبان رسما به پيشباز رمضان، ماه نزول قرآن می‌روند. روزه‌داری مومنين زنجان معمولا همزمان باآخرين روز ماه شعبان‌المکرم

 و برخی مواقع نيز يک هفته قبل از آغاز ماه رمضان، تحت عنوان "روزه پيشباز" آغاز می‌شود و عيدسعيد فطر خاتمه می‌يابد.

درطول ماه رمضان که به زبان ترکی "اوروشليق" خوانده می‌شود مساجد، اماکن مقدس و نمازخانه‌های اين استان مملو از جماعت روزه‌داری می‌شود که‌با انگيزه‌ی تکميل عبادت و کسب فيض بيشتر، نمازهای يوميه را به‌جماعت اقامه می‌کنند. فعاليت‌های دينی و مذهبی در اين ماه در شهرها و روستاهای استان به‌اوج خود می‌رسد و کلاس‌های ويژه قرايت، تفسير و تعليم قرآن، جلسات احاديث، علوم دينی و فقهی به‌طور گسترده در اماکن مقدسه و منازل مردم برگزار می‌شود.

آحاد مختلف مردم اين استان از قديم‌الايام اعتقاد دارند، ماه رمضان با خود خير وبرکت می‌آورد و اعضای خانواده‌ای که‌در آن روزه‌خوار بدون عذر موجه وجود داشته باشد از نعمات و برکات بيکران ضيافت خداوندی محروم می‌شوند. مردم زنجان روزه گرفتن در دهه اول ماه مبارک رمضان را " يوقوشا داشينان- چيخماق " ( حرکت در سربالايی تند کوه با بار سنگ )، ده روز دوم اين ماه را "يوقوشا کرپيجينن چيخماق " (بالارفتن از دامنه‌کوه با بار خشت) و روزه‌داری در دهه‌ی سوم اين ايام پربرکت را "انيشه قاشماق سو ايچماق کيميندی" (پايين آمدن از دامنه کوه مثل آب خوردن است) تعبير می‌کنند.

به‌اعتقاد مردم زنجان ، در ماه مبارک رمضان اعضای بالغ خانواده‌ها از ثواب روزه‌های کله‌گنجشکی کودکان و افراد نابالغ برخوردار می‌شوند و به‌همين خاطر، والدين کودکان خودرا به‌گرفتن روزه‌ی نصفه‌روز ترغيب می‌کنند و درقبال پرداخت وجهی، روزه‌ی کله‌گنجشکی آنان را می‌خرند. مردم اين منطقه در شب‌های قدر نيز با برپايی آيين‌های ويژه و خاصی از قبيل دعا و نيايش، شرکت در محافل معنوی دعای جوشن کبير ، دعای فرج امام زمام و ابوحمزه، اقامه نماز هفت قل‌هواللهی، حضور درمساجد و تکايا و قرآن‌سرگرفتن، ‪ ۱۹ و ‪ ۲۱ و ‪ ۲۳ ماه مبارک رمضان را گرامی می‌دارند. خواندن سوره‌های عنکبوت ، روم ، دخان و قدر از ديگر باورهای کهن مردم اين استان است که در شب‌های قدر عملی می‌شود.

برپايی جشن و شادی در شب بيست و هفتم ماه رمضان (شب قتل ابن ملجم مرادی) تا هنگام سحر و خوردن کله‌پاچه‌ای که همراه با سير پخته شده‌است برای افطار و سحری در اين شب نيز جزيی از باورهای مردم زنجان را تشکيل می‌دهد. دوختن کيسه برات "برات کيسه‌سی" در آخر ماه رمضان به تعداد اعضای خانواده نيز از آداب ورسوم مردم اين منطقه است و مادر خانواده اين کيسه را درمسجد و بين دو نماز ظهر و عصر و دعاهای تعقيبات نماز ، با پارچه‌ی سفيد چلواری و نخ و سوزن کارنکرده می‌دوزد. برای بريدن نخ و پارچه‌ی اين کيسه به‌جای چاقو و قيچی از دندان‌ها استفاده و يک سکه‌ی "پول" نيز در قسمت پايين آن قرار داده می‌شود.

به‌اعتقاد زنجانی‌ها اگر اين کيسه‌ها توسط پنج زن سيده که اسامی آنها فاطمه يا يکی‌از القاب حضرت زهرا (س) باشد لمس شود، برکت و نعمت خدا به‌همراه اين کيسه‌ها به خانه‌های آنان وارد می‌شود و اعضای خانواده به آرزوی خود می‌رسند. خواندن نماز مغرب و عشا پس از قرايت دعا و آياتی از قرآن کريم چون سوره‌ی مبارکه قدر به‌تعداد سه يا هفت بار قبل‌از خوردن اولين لقمه افطاری از ديگر آداب و رسوم زنجانی‌ها به‌شمار می‌رود و روزه‌داران اين ديار معمولا افطار خود را با خرما و يا نمک باز می‌کنند.

زنجانی‌ها در سال‌های دور که وسايل ارتباطی چون راديو و تلويزيون به‌ندرت و تنها در منازل تعدادی از متمولين شهر يافت می‌شد، زمان افطار را بااستفاده از رشته‌های نخ سياه و سفيد تعيين می‌کردند. به‌همين منظور دو رشته نخ سياه و سفيد را در مقابل چشم قرار داده و زمانی که چشم قادر به تشخيص اين دو رنگ از هم نمی‌شد، افطار می‌کردند. آش کشک، آش ترش، شيربرنج، آش بلغور ، تاس کباب ، فرنی، کله پاچه، حلوا، آبگوشت کوفته ، کالاجوش ، پياز آب ، سوپ، رنگينک و انواع خورشت‌ها از جمله غذاهايی است که برای افطاری و سحری خانواده‌ها طبخ می‌شود.

نان‌چايی ، بربری ، فتير ، شيرمال روغنی و شيرين ، زولبيا وباميه و پشمک نيز از جمله نان‌ها و شيرينی‌های سنتی است که بيشتر در ماه مبارک رمضان در اين استان پخت و عرضه می‌شود. تورنا بازی ، گل يا پوچ و گرداندن انگشتر توسط اوستا دربين گروه، دبرنا و شاه‌وزير نيز از جمله بازی‌های سنتی‌است که هنوز در ايام ماه مبارک رمضان پس‌از بازکردن افطاری، در قهوه‌خانه‌های سنتی و يا منازل و شب نشينی‌ها توسط نوجوانان ، جوانان و حتی بزرگسالان انجام می‌شود. زنجانی‌ها همچنين عادت دارند در ايام ماه مبارک رمضان، کدورت و اختلاف‌های فيمابين را برطرف و نسبت به‌هم محبت بيشتری ابراز کنند چراکه معتقدند لطف خدا بيشتر شامل حال کسانی می‌شود که دل مومن روزه‌داری را شاد می‌کند.

تهيه و توزيع مايحتاج عمومی از قبيل برنج ، روغن، گوشت و آرد بين افراد و خانواده‌های نيازمند در آستانه‌ی ماه مبارک رمضان و همزمان با شب‌های قدر نيز از ديگر آدابی است که‌از ساليان دور بين زنجانی‌های رايج است.

 

شب يلدا در زنجان

 يلدا، طولانی‌ترين شب سال يکی ‌از آداب به يادگار مانده از گذشتگان و پيشينيان، شب انار و آجيل و قصه و هندوانه، شب لحظات مهرورزی و شب تولد خورشيد است. شب يلدا درازترين شب سال است، شبی که در آن صبح ديرتر آغاز و ماه و ستاره‌ ديرتر به خانه‌ می‌روند. شب يلدا در فرهنگ ايرانيان جايگاه ويژه‌ای دارد و در آن رسم و رسوماتی دارند که جالب و خواندنی است.  

استان زنجان يکی از استان‌های کشور است که در آن شب يلدا در ميان مردم جايگاه ويژه‌ای دارد و مردم در اين ايام کارهايی را انجام می‌دهند که برای ديگر هموطنان جالب است. خواندن فال حافظ، شاهنامه‌خوانی، نقل خاطرات، قصه‌گويی پدر و مادربزرگ‌ها، حضور در منزل بزرگان خانواده، خواندن دعاهای شکرانه‌ نعمت و سلامتی، تزيين سفره‌ مخصوص با انواع ميوه‌ها و خشکبار، تهيه تنقلات و شيرينی‌جات، خوردن هندوانه و از همه مهمتر صله ارحام، از جمله رسوم و سنت‌های ديرينه مردم زنجان در شب يلدا محسوب می‌شود.

 

عده‌ای بر اين باورند که خوردن هندوانه در اين شب، باعث جلوگيری از تاثير سرما در زمستان و گرمازدگی در تابستان می‌شود که اين کار در بيشتر نقاط کشورمان صورت می‌گيرد و مردم در اين شب هندوانه می‌خورند. يکی از مهم‌ترين و زيباترين کارهايی که در شب يلدا انجام می‌گيرد صله رحم و ديدار از بزرگان است که هنوز از با وجود گذشت سال‌ها مردم و به ويژه کوچکترها تلاش می‌کنند به خوبی آنرا عملی کنند.
در جای جای استان زنجان مردم رسم دارند که در اين شب به ديدار بزرگان قوم و فاميل رفته و در آنجا شب يلدا يا به قول زنجانی‌ها و آذری‌ها شب چله را سپری کنند.
در زنجان در شب يلدا کوچکترها و جوانترهای فاميل و يا فرزندان در خانه پدر و پدربزرگ جمع می‌شوند و اين شب را به خوبی و خوشی می‌گذرانند.از جمله سنن زنجانی در اين ايام رفتن به خانه نوعروسان فاميل است که در آن خانواده داماد با بستن خنچه‌های شيرينی، آجيل و ميوه آن را به خانه عروس می‌برند که در اصطلاح به آن شبچره گفته می‌شود.شبچره‌ زنجانی‌ها شامل انواع آجيل، شيرينی و ميوه‌های فصل مانند انار، ازگيل و هندوانه همراه با هدايايی برای عروس، در بسته‌های آذين‌بندی شده به‌ نام خونچه است. البته اين اقدام خانواده داماد در سال بعد و در نخستين شب يلدا توسط خانواده عروس مقابله به مثل می‌شود و اين بار خانواده عروس برای دختر خود شبچره می‌برند.
خوردن آجيل به ويژه شکتن گردو، فندق و بادام نيز در کنار آجيل‌های امروزی و سنجد در سنن زنجانی‌ها از جايگاه ويژه‌ای برخوردار است. مردم زنجان در شب يلدا مقداری برف سفيد را با شيره‌ انگور مخلوط کرده و آنرا می‌خورند که بسيار خوشمزه می‌شود. همچنين زنجانی‌ها با خوراکی‌هايی چون ترب، شلغم، کلم و تنقلاتی مانند توت و انجير خشک، کشمش، گردو و نخودچی در اين شب از ميهمانان خود پذيرايی می‌کنند.
در برخی نقاط استان زنجان نيز که هنوز به سبک قديم برای گرم شدن از کرسی استفاده می‌شود و هنوز بخاری‌های مدرن بدون نياز به لوله و غيره در آنجا جايگاهی ندارد، در شب يلدا و در استقبال از روزهای بلند رحمت و برکت در چهار گوشه‌ کرسی گردو و فندوق می‌شکنند به ‌اين اميد که ‌بر اطراف خود شادی و خنده حاکم شود.
در کنار خوردن، زنجانی‌ها آداب ديگری نيز برای اين شب دارند که طرح معما و چيستان از سوی بزرگترها و بازی‌های دسته جمعی نظير گل يا پوچ، از سرگرمی‌هايی است که در شب يلدا، بزرگ و کوچک خانواده را به خود مشغول می‌کند تا در شب يلدای زنجان که معمولا هوا سرد و زير صفر است کانون گرمی در خانواده‌ها تشکيل شود. البته شايد اين سنن در برخی مناطق استان به دليل گرفتاری‌ها و مشکلات اجرا نشود ولی هنوز هم خانواده‌هايی هستند که به اين سنن پايبند بوده و اگر اين سنن را اجرا نکنند دلگير شده و آنرا خوش يومن نمی‌دانند.

 

 

چارشنبه سوری

آخرين چهارشنبه اسفند ماه هر سال شمسی که ايرانيان در شب آن جشن چارشنبه سوری ميگيرند و آداب و رسوم خاصی را در آن شب برگزار ميکنند. جشن چارشنبه سوری که از جشن های ملی و باستانی ايرانيان است و هنوز در بسياری از شهرها و روستاهای ايران شب اين روز را بطرزی خاص جشن ميگيرند.
شش انداز   پیچیدن تخم مرغ در پوست پیاز

سعيد نفيسی استاد دانشگاه تهران در شماره 11 سال اول و شماره 1 سال دوم مجله مهر درباره «چارشنبه سوری » مقاله مفصل و محققانه ای نوشته اند که قسمتهايی از آن را در اينجا نقل ميکنيم : چهارشنبه سوری يعنی چهارشنبه عيش و عشرت و ميرساند که اين شب را برای جشن و سرور بنياد گذاشته اند. اين جشن ملی از قديمترين زمانهای تاريخ در ميان ايرانيان بوده است ... شب چهارشنبه سوری در ايران آئين خاص و تشريفات گوناگون دارد که هر يک از آنها را در ناحيه ديگر ميتوان يافت .آئين چهارشنبه سوری يا شب چهارشنبه آخر سال بر دو قسم است يک قسمت از آن عمومی و مشترک ميان تمام مردم ايران است که حتی بعضی از آنها را در ملل ديگر نژاد آريا ميتوان يافت و قسمت ديگر آئين خصوصی است که مردم تهران بدعت گذاشته اند و از اينجا کم و بيش بشهرهای ديگر ايران رفته است . آن قسمت از آئين اين شب که درتمام ايران معمول است از کرمان گرفته تا آذربايجان و از خراسان تا خوزستان و از گيلان تا فارس يعنی تمام اين دشت وسيع که ايران امروز را فراهم ساخته است و زيباترين بقايای ايران باستانی است در هر شب چهارشنبه آخر سال با شور و دلبستگی خاصی آشکار ميشود تمام مردم آذربايجان چه در شهر و چه در ده ها در آن شرکت دارند و حتی هنوز در ميان مردم قفقاز معمول است . ايرانيانی که از ديار خود دور افتاده اند نيز آن را فراموش نميکنند و ايرانيان مقيم ترکيه و مصر و هندوستان نيز در جامعه خود اين رسوم و آداب را معمول ميدارند.

توپ مرواريد: در ميدان ارک طهران توپ کهن سالی بود که مدت صد سال بر فراز صفه ای جاگرفته بود و چون پيران زمين گير از جای خود نمی جنبيد - شبهای چهارشنبه سوری زنان و دخترانی که حاجتی داشتند مخصوصاً آن زنانی که در آرزوی شوی بودند از آن توپ بالا ميرفتند و بر فراز آن دمی می نشستند و از زير آن ميگذشتند و در برآورده شدن آرزوی خود شک نداشتند و بچه های شيرخوار را که به اصطلاح «نحسی » ميکردند يا ريسه ميرفتند از زير توپ مرواريد و سر در نقاره خانه ميگذراندند. اين توپ را توپ مرواريد ميناميدند و افسانه های گوناگون در حق آن ميگفتند.
آتش افروختن : زيباترين و شايد قديمترين آداب چهارشنبه سوری آتش افروختن و جستن از آن و شادی کردن در کنارآتش است ....
اينک تقريباً در تمام ايران شب چهارشنبه سوری توده هايی از بوته خودروی بيابانی فراهم می آورند و نزديک يکديگر قرار ميدهند زن و مرد و پير و جوان در صحن خانه يا در ميدانهای عمومی و بر سر چهارسوها و چهارراههای شهر و ده از روی اين اخگرهای افروخته يکی پس از ديگری جستن ميکنند و در هر جستنی ميگويند: «زردی من از تو سرخی تو از من » يعنی زردی بيماری و ناتوانی را از من بستان و سرخی و شادابی و تندرستی را که در خود داری بمن ببخش » پس از سوخته شدن خاکستری را که از آتش ميماند بايد در خاک اندازی جمع کنند و از خانه بيرون برند ودر کنار ديوار بريزند و آنکس که بيرون ريخته است در بازگشت در ميزند بايد از درون خانه از او بپرسند: «کيست ؟ » و او هم جواب دهد; «منم » گويند: «از کجاآمده ای ؟ » جواب دهد که : «از عروسی » بپرسند: «چه آورده ای ؟ » گويد: «تندرستی ».

مراسم تدفين
اهالی بعد از رسيدن خبر فوت شخص در منزل او حاضر می‌شوند. سپس مراسم تدفين انجام می‌شود. جلوی ميت، يک سينی پر از قند شکسته با پارچه سياه رنگ روی آن حمل می‌شود که به آن ”ورخباز“ می‌گويند. که در مراسم بين مردم تقسيم می‌شود. پس از آن اهالی به منزل متوفی مراجعه و به صرف غذا می‌پردازند. روز بعد صاحب مجلس سوگواری، مجلس ”صلاح‌ لاشماق“ را برپا می‌کند که با دعوت ريش‌سفيدان و خويشان نحوه برگزاری مراسم تعيين می‌شود.

روز مراسم اگر پنج‌شنبه باشد شام و اگر جمعه باشد ناهار خواهد بود. يک روز قبل از مراسم، قرآن‌خوان‌های محلی جمع می‌شوند و بايد يک جلد کلام ا... مجيد را تمام کنند، تا پذيرائی جالبی نصيبشان شود. بعد از صرف غذا مهمان بايد مجلس را ترک کند. بعد از روز شنبه اولاد خانواده با کسب اجازه منزل را ترک می‌کنند. اما رفت و آمد مهمانان تا چهلم ادامه دارد. مراسم بعدی چند روز به چهلم مانده است که قوم و خويشان با آوردن پارچه‌های رنگی مجلسی به‌نام ”قره اچماق“ برپا می‌کنند. لباس‌های سياه را از تن درآورده و لباس رنگی می‌پوشانند. شخص عزادار بعد از اين مراسم به منزل دوستان مراجعه و با تقديم پارچه، اجازه کندن لباس سياه را می‌دهند.
روز چهلم پنج‌شنبه يا جمعه انتخاب می‌شود و ناهار يا شام ترتيب داده می‌شود، که با دعوت قبلی می‌باشد. آخرين مرحله روز عيد است که آشنايان و دوستان از منزل متوفی ديدن کرده و مراسم پايان می‌گيرد.

پوشش سنتی زنان و مردان زنجانی:

1- 1: سرپوش زنان : مهمترين سرپوش زنان در دوره قبل از کشف حجاب چادر مشکی بوده است که در قسمت کمر دارای يک بند جهت بستن آن بوده است . علاوه بر اين زنان و دختران زنجانی از روسری سفيد رنگی که بدان « چرگات » می‌گفتند برای پوشاندن موهای سرشان استفاده می‌کرده‌اند ، به طور کلی آنچه که عموميت دارد اينکه برای سر از سه نوع پوشش استفاده می‌شده است. ابتدا پارچه‌ای به نام پوشن موی سر با قوس پيشانی به طور محکم محافظت می‌نموده ، سپس ابزار دومی که به جهت حفاظت پوشن مورد استعمال است « چنه آلتی » ( زيرچانه ) نام دارد که خود از سکه‌های قلابدار به هم پيوسته و يا منجوق رنگارنگ تشکيل شده است و از زير چانه تا فرق سر چسبيده می‌شود پوشش سوم بنام «ياشماق» (روسری) است که برای پوشش دهان چانه و گردن استفاده می‌شود که در حقيقت نوعی روبند است

 

 2-1 : تن پوش زنان :

 

تن پوش زنان عبارت بود از پيراهنی که در اصطلاح محلی بدان « کوينگ» گفته می‌شد جنس کوينگ از کرباس بوده و پارچه آن توسط خود افراد بافته می‌شده است و طرحهای الوان و رنگهای گرم در آن به کار می‌رفته است بلندی کوينک به اندازه‌ای بوده که تا زانو می‌رسيده علاوه بر اين يقه کوينک کمی باز بوده که در قسمت باز از گردن بند جهت پوشاندن گردن استفاده می‌شده است . 

بر روی پيراهن يا همان کوينک ، ارخالق پوشيده می‌شده ، ارخالق همان نيم تنه روئين زنان بود « که معمولاً از چيتهای رنگی دوخته می‌شده کاملاً چسبان و بدون يقه بود و آستينهای تنگ آن تا بالای آرنج می‌رسيد که گاهی طول اين آستين تا حدود مچ هم می‌رسيد . 

 

سر آستين آن دارای تکمه‌های فلزی کوچکی بود ، اين تکمه در زمستان بسته و در فصل گرما و تابستان باز بود. طرحی از گل و بوته هم روی ارخالق می‌دوختند که به آن قلمکار می‌گفتند بهترين ارخالقها متعلق به بنارس بود ، در اصفهان و بروجرد و شيراز نيز ارخالق توليد می‌کردند .لباس ديگری که بدون آستين بود و از روی پيراهن و زير کت پوشيده می‌شد جليزقا يا جليقه بود که ( در اصطلاح محلی جرقا نام داشت) . از روی جليقه يا ارخالق زنان کتی می‌پوشيدند که در اصطلاح محلی به آن « دون » يا «يل» می‌گفتند که تا کمر می‌رسيده و مورد استفاده متمولين بوده .

زنان از تنبان بعنوان شلوار استفاده می‌کرده‌اند ، « تنبان يک نوع شلوار بود که معمولاً کوتاه و گشاد بوده و از پارچه‌های چون ابريشم ، مخمل ، شال کشميری يا پارچه‌هائی از اين قبيل دوخته می‌شد ، تنبان که در اصطلاح محلی بدان تومان گفته می‌شود ، تا قوزک پا می‌رسيده و سپس در قوزک پا باکش بسته می‌شده تنبانهای کوتاهتر گشاد دوخته می‌شدند . همچنين زنان دامنی پرچين بنام شليته ( که در اصطلاح محلی شلته گفته می‌شده ) می‌پوشيدند ، شليته‌ها ابتدا دامنی‌های پرچينی بودند که روی زانو می‌آمد ولی بعد اين شليته‌ها کم‌کم کوتاهتر شده شليته‌ها را روی تنبان به تن می‌کردند. زنهای شيک پوش معمولاً 10 الی 11 شليته برپا می‌کردند . يک نوع شلوار هم تحت عنوان ‌( نيم‌ساق ) وجود داشته از اين شلوار در مهمانيها و مسافرتها استفاده می‌شده که در قسمت پا به جوراب مجهز است که نوعی جوراب شلواری است .

پاپوش زنان : زنان کفشهای پاشنه کوتاهی که به « کوردی ياتی » معروف بودند به پا کرده‌اند ،رويه اين کفشها معمولاً از پوست گوسفند ( يا ميشين) و زير کفش از پوست گاو ميش يا گاو بود که در اصطلاح محلی بدان « گون » می‌گفتند . روستائيان معمولاً از پوست خام گاوميش‌ يا گاو استفاده می‌کردند و رويه کفش را از لاستيک يا تسمه‌های بهم بافته شده از پوست ميش يا گوسفند درس می‌کردند . لازم به ذکر است که چرم خام انعطاف نداشته و ظاهر خوبی هم نداشت ولی ديرتر از بين می‌رفت . چرم خام رنگ طبيعی خود را داشت اما چرم دباغی شده که معمولاً طبقات مرفه برای ساختن کفش خود استفاده می‌کردند به رنگ قهوه‌ای يا تيره بود . کفش زنان ثروتمند يکنوع چارق گلدوزی و تزئين شده بود ، اما کفش زنان طبقات کم درآمد يا روستايی معمولاً از چرم خام تهيه می‌شد ( البته نسبت به کفش مردان کمی زيباتر ساخته می‌شد) معمولاً برای دوام بيشتر کفش از يک لايه « خش » استفاده می‌کردند که بين کف داخلی و کف اصلی کفش قرار می‌گرفت . لايه خش ذرات ريز تراشيده شده چرم و ميشين بود که با سريش و مقداری آب در يک کوزه ريخته شده و مانند سابيدن کشک در کوزه شکسته کوبيده می‌شد تا کاملاً خيس شده و بوسيله سريش به هم بچسبد سپس آنرا روی کف داخلی کفش مرتب می‌کردند و کف اصلی را روی آن نصب کرده و می‌دوختند .

لباس عروس : نوع لباس عروس بستگی به استطاعت و اعتقادات خانواده عروس داشته است معمولاً روی صورت عروس تور می‌انداختند . می‌توان گفت که لباس عروس نسبت به لباس افراد عادی زرق و برق بيشتری داشته و رنگ آن شاد و از نظر ظاهرخوش دوخت بوده است .

لباس مردان :

1-2 سرپوش مردان : مردان معمولاً از کلاه پوستی يا کلاه‌نمدی به عنوان سرپوش استفاده می‌کردند اما در زمان رضاشاه استفاده از اين کلاهها ممنوع شده و ابتدا کلاه پهلوی و سپس کلاه شاپو متداول گرديد .

2-2 : تن‌پوش مردان : مردان پيراهنی به نام «کونيک» می‌پوشيدند که تا کمر می‌رسيد ، از روی کونيک معمولاً جليقه می‌پوشيدند که از جلو يک طرف آن روی طرف ديگر آمده و بسته می‌شده . همچنين دو نوع کت بنامهای « اويما » و «ستره» وجود داشت که هم جنس و هم استفاده‌کنندگان آنها متفاوت بود. ستره کنارش چاک داشته و جيب آن مثل قبای آخوندی بود ، ستره بلند بود و معمولاً شهريها و افراد ثروتمند از آن استفاده می‌کردند . اما دهاتيها و مردم کم‌درآمد «اويما» می‌پوشيده‌اند که از جنس کرباس تهيه می‌شده ، روستائيان کرباس را برنگ آبی رنگ می‌کردند ( چون رنگ ديگری نبوده ) و اويما از ستره کوتاهتر بود و تا زانو می‌رسيد . لباس که مردان به عنوان پالتو استفاده می‌کردند «سردري» نام داشته که بالاتنه آن جدا بوده و پائين تنه آن دارای چينهای زيادی بوده که در اصطلاح محلی بدان « لوحه چين » می‌گفته‌اند و تا پا می‌رسيد . شلوار مردان گشاد بوده و کمر آنرا با بند می‌بستند ، روستائيان معمولاً بندشلوار – خود را بلند می‌گرفته‌اند به نحوی که از جلوی شلوار آويزان می‌شده است . رنگ اين نوع شلوارها که به شلوار بندی معروف بوده‌اند ، آبی نيلی بوده . لازم به ذکر است که افراد روستايی و کم‌درآمد شلوار زير و شلوار رو نداشته‌اند و همان شلوار را هم در خانه و هم در بيرون خانه می‌پوشيده‌اند .

3-2 پاپوش مردان : کفش مردان را نيز مانند کفش زنان از پوست گاوميش يا گاو «گون» درست می‌کرده‌اند . افراد ثروتمند از کفش پاشنه بلند استفاده می‌کرده‌اند ولی بقيه مردم کفش پاشنه کوتاه می‌پوشيدند که به آن « کودری ياتی » می‌گفتند .

زيورآلات : استفاده از انگشتر بر خلاف مردان که معمولاً از انگشتر عقيق به خاطر ثواب بودن استفاده می‌کردند در بين زنان معمول نبوده است ، البته به هنگام ازدواج حلقه‌ای بين عروس و داماد رد و بدل می‌شده است . دستبند و گردنبند زنان معمولاً از يک رشته منجوق – سنگ شبه يا شبق « سنگ سياه براق » و سنگهای زرد رنگ (کهربا) و پشم و عقيق تشکيل می‌شد . در روستاها معمولاً از سکه‌های پنج‌ريالی يا ده‌ريالی که زرگرها آنها را با قلابهائی به هم متصل می‌کردند به صورت سربند – گردنبند و استفاده می‌شد . سربندها را معمولاً بوسيله پيشانی بند ( در اصطلاح محلی عصابه ) آويزان می‌کردند .

آداب و رسوم در طبخ غذا

رسم های مختلف و خلق وخوی اقوام مختلف با توجه به تاريخ وقدمت منطقه در طی سال های طولانی شکل گرفته،سينه به سينه به افراد يک جامعه منتقل می شود و در طول سال ها،زنده و پا برجا می ماند. مردم شهر زنجان نيز با توجه به قدمت تاريخی و فراز ونشيب های بسيار در طول زمان خود،دارای آداب و رسوم وفرهنگ وخصلت های ويژه ای هستند.جشن ها و آداب ورسوم مختلف در موارد گوناگون،دارای نظم وقوانين خاصی هستند که همگان ملزم به رعايت آن ها هستند،مراسم اعياد مذهبی وملی،مراسم عمومی وعزا،نوع لباس پوشيدن و جشن های محلی از جمله مواردی هستند که دارای نظم خاصی بوده و جزو آداب و رسوم مردم شهر زنجان می آيند.

محل آشپزی :

تعسان (تنورستان) محلی بود که تنور و اجاق پخت غذا در آن قرار داشت که بنا به تعداد افراد خانواده تعداد اجاق نيز فرق می‌کرد برای سوخت اجاق و تنور از هيزم استفاده می‌کردند که در اصطلاح محلی بدان « اودون» می‌گويند سوختن هيزم غالباً دود زيادی ايجاد می‌کرد و برای همين ديوارهای تعسان هميشه با لايه‌ای از دوده پوشيده بود . در هر خانواده معمولاً دوخروار يا بيشتر آرد وجود داشت و در ماه يک يا دو بار نان می‌پختند و سپس نانها را در يک اطاق بر روی هم می‌چيدند و هر روز مقداری از آنرا سرسفره می‌آوردند و اگر نان خشک شده بود با جاروی کوچکی يا با دست مقداری آب روی آن می‌پاشيدند و بعد از يکی دو ساعت قابل خوردن می‌شد . بيشتر خانواده‌ها مخصوصاً روستائيان در زمستان کرسی را روی همان تنور می‌گذاشتند و افراد خانواده شبها دور آن می‌خوابيدند و از حرارت تنور استفاده می‌کردند . برای خوردن غذا محل خاصی وجود نداشته است و گاهی در اتاق و گاهی در آشپزخانه عمل غذا خوردن انجام می‌گرفته است ، البته ثروتمندان هيچوقت در آشپزخانه غذا نمی‌‌خورده‌اند.

 خوراک محلی :

از غذاهائی که معمولاً فقط در مراسم خاصی پخته می‌شوند و مردم زنجان در ساير اوقات سال کمتر از آن استفاده می‌کنند می‌توان به غذای شب چهارشنبه سوری – غذای شب عيد و غذائی که به هنگام دندان در آوردن کودک پخته می‌شود اشاره کرد . در شب چهارشنبه سوری معمولاً خانواده‌ها به همراه برنج ، خورشتی بنام «‌شش‌انداز» درست می‌کنند که ترکيبی است که از روغن ، خرما ، کشمش ، گردو ، تخم‌مرغ ، و سرکه . علاوه بر اين به تعداد افراد خانواده تخم‌مرغی با پوست پياز نازک در لابلای برنج گذاشته می‌شود تا رنگ بگيرد معمولاً اشکال متنوعی که بر روی تخم‌مرغ ايجاد می‌شود توسط افراد تفسير می‌شود مثلاً اگر بر روی تخم‌مرغی شکلی مانند هواپيما ديده شود آنرا نشانه سفر حج می‌گيرند و غيره .

اما خوراک شب عيد نوروز ، در اين شب اغلب خانواده‌ها معمولاً يک ماهی تهيه می‌کنند و در کنار ماهی رشته پلو يا زعفران پلو ( بسته به استطاعت خانواده) پخته می‌شود . يکی از دلايلی که مردم برای مصرف ماهی در شب سال نوبر می‌شمرند اين است که چون آب دريا حيات بخش است برای همين در اول سال از موجودات دريائی استفاده می‌کنند تا سال خوبی داشته باشند .

يکی ديگر از غذاهائی که در زنجان در مراسم خاصی پخته می‌شود خوراکی است به نام دنک که در هنگام دندان در آوردن کودک پخته می‌شود اين خوراک از گندم و گوشت تهيه می‌شود و بعضی از اوقات اين خوراک بين خويشان نزديک و گاهی بين همسايه‌ها نيز توزيع می‌شود.

قاتق لش (gateg lesh ) نوعی خوراک است که از گوشت و مقداری برنج درست می‌شود همچنين در تمام مراسم برنج با گوشت و يا ماهی پخته می‌شود و به آن «پلاو» (plaw) می‌گويند . چکدرمه (chekerme ) نوعی پلو با گوشت است که برای مهمانان و نيز در مراسم پخته می‌شود گاهی نيز کشمش و دانه‌های انار به آن اضافه می‌شود. ياغ‌چوربا (yag churba) نوعی سوپ است که از نان ريزريز و آب و چربی درست می‌شود و گاهی پياز به آن اضافه می‌کنند «قره‌چوربا» (gara churba) گوشت آب‌پز با نان ريزريز شده است .

غذاهای معمولی

در گذشته غذاهائی که توسط افراد معمولی جامعه ( قشر متوسط – متوسط به پايين مصرف می‌شده از چند غذا تجاوز نمی‌کرده که به تعدادی از آنها اشاره می‌شود . پيزو ( پيازآب ) – کلجوش – آبگوشت – دوغراماج ( نان و دوغ ) –يرالماچئرک ( نان و سيب‌زمينی ) – چغندر ( با نان خورده می‌شده ) کاچی – هوره‌( غذائی بوده که با آرد پخته می‌شده ) – آش و برنج که البته فقط چند بار مثل شب جمعه‌ها يا شب عيد برنج پخته می‌شده و اکثر مردم فقط در سال يکبار و آنهم شب عيد برنج می‌خورده‌اند .

 

دی ان ان