X

مليله کاری

تاريخچه مليله کاری زنجان :

درباره تاريخچه مليله زنجان اطلاعات جامعی در دست نيست وليکن از دو طريق می توان به قدمت اين هنر ارزنده پی برد. 1) نوشته ها و سفرنامه های سياحانی که به اين منطقه سفر کرده و از هنر زيبای مليله کاری در اين منطقه ياد کرده اند. 2) آثار باقی مانده مليله بسياراندک بوده و اکثرا متعلق به دو سده اخير می باشد.

در کتب تاريخی که اشاراتی درباره زنجان دارند از ميان صنايع شهر زنجان بيش از هر چيز از صنعت فلز کاری آن سخن کفته اند از آنجا که مليله کاری نيز يکی از شاخه های فلزکاری است می توان مسير حرکت آن را در بطن فلزکاری منطقه جستجو کرد. با توجه به رونق شهر زنجان در دوره هخامنشيان ، اشکانيان و ساسانيان فلز کاری نيز که از صنايع پيشرفته هر يک از اين تمدنهاست، در اين منطقه وجود داشته است .

سابقه مليله کاری در زنجان از قرن دهم هجری، به بعد روشن و مشخص است به طوريکه ((فردريک ريچارد))، مستشرق اروپايی، در سفر نامه خود می نويسد : (( شهر زنجان که شهر کوچکی است نقره، و مليله کاری اين شهر پر زرق و برق است))، همچنين ساموئل گرين ويل بنجامين که در حدود سال (1883 م 1301 هـ . ق ) به ايران سفر کرده است در مورد صنعتگری در زنجان اطلاعات بيشتری می دهد . مليله کاری تا قبل از دوره پهلوی ، به عنوان هنر دستی بومی زنجان فقط در اين شهر معمول بوده، در زمان حکومت رضاخان با مهاجرت تعدادی از هنرمندان اين شهر به تهران و اصفهان در ساير نقاط کشور نيز رواج يافت. سرويس های چايخوری و شربت خوری ، جعبه جواهرات و دسته چاقو، عمده ترين محصولات توليدی تا اين دوران بوده اند . هنرمندان زنجانی در سال های بعد ، به تدريج بر انواع اين دست ساخته های های زيبا افزودند، شايد بتوان رونق اين هنر صنعت را در زنجان، دوران سلجوقی دانست وهمچنين بر اساس آثارباقی مانده از دوره صفوی، اين دوره را اوج شکوفايی اين هنر دانست

گليم بافی

گليم بطور ساده يک فرش با بافت صاف يا يک نوع قالی بدون کُرک يا خواب گره خورده است، نام اين فرش در زبانهای مختلف به انواع گوناگون استعمال می شود. گليم در افغانستان، کليم در اوکراين، پلاس در قفقاز، لياط در سوريه و لبنان، چليم در رومانی و ... گليم به مفهوم، الياف حيوانی و نباتی رنگرزی شده و درهم بافته که بر روی دارهای افقی و عمودی برگرفته از نمادهای منطقه و نقوش ذهنی و انتزاعی، بافته می شود .

 

صنعت گليم بافی در همه دنيا از دشتهای وسيع آمريکا تا اسکانديناوی و اندوزی يافت می شود. تفاوت عمده در توليد گليم در مواد اوليه، طرح و نقوش بکار رفته و رنگبندی آن می باشد . گليم زنجان : با توجه به اقليم سرد منطقه زنجان بشر ساکن در اين منطقه همواره در فکر تهيه کفپوش گرم جهت استفاده در منازل و نيز بعنوان پرده و... بوده است، مواد اوليه موجود مردم منطقه را به سمت استفاده از بافته ای از پشم بز و گوسفند و ...، هدايت کرد. در حال حاضر در بسياری از مناطق استان زنجان بافت گليم بعنوان يکی از شاخصترين بافته های داری مطرح می باشد .

چاروق دوزی

 

چاروق نوعی پای پوش سنتی است که با استفاده از چرم گاو، نخهای ابريشمی رنگارنگ و نخ گلابتون در انواع مختلف: توری، پرده بند و تمام چرم ( پشت باز و پشت بسته) توليد می شود . قدمت اين هنر اصيل به دوره (ساسانی) و اوج تزئينات آن به دوره (صفوی) می رسد که زيبايی و تنوع طرح و نقوش آن، چشم هر هنرشناسی را شيفته نقوش انتزاعی و اصيل خود می نمايد.

خواستگاه اين هنر دراستان زنجان شهر سلطانيه بوده واز آن منطقه به زنجان منتقل گرديده است . از انواع چاروقهای توليد شده استان در طی دوره های مختلف تاريخی می توان به انواع کنفی ،تمام پوست، کشاورزی ،تمام چرم، توری،پرده بند و...، اشاره نمود، که هر کدام با روشی خاص و با استفاده ازچرم، پوست عمل آوری شده و مواد مختلفی چون پنبه، کنف، ابريشم و...،تهيه می شده است .

مسگری

تاريخچه: بشر بعد از سنگ و گل، برای رفع ساير نيازهايش به فلز روی آورد، در بين فلزات مس زودتر از بقيه فلزات بکار رفت زيرا بصورت خالص در طبيعت يافت می شد و استخراج و بهره برداری از آن ساده بود. درخشش و جلای مس خالص و رنگ جالب توجه سنگهای معدنی از ديگر علل کاربرد آن در طول اعصار گذشته می باشد .


 

به نقل از برخی منابع، قدمت استفاده از مس بر اساس مدارک و شواهد باستانشناسی به 9500 ق.م می رسد و تا قبل از هزاره 5 ق.م(کشف ذوب مس) بصورت خالص بکار رفته و از شيوه چکش کاری سرد برای شکل دادن به آن استفاده می شده. امروزه با استناد به مدارک غيرقابل انکار که از گوشه کنار ايران يافت شده،می توان شمال و مرکز ايران را جزء قديمی ترين مراکز فلزکاری جهان و نيز فلزکاران ايران از پيشگامان کشف ذوب مس در جهان باستان دانست که فراوانی معادن مس در ايران ، مؤيد اين نکته است .

با توجه به کشف کوره ذوب مس در سگز آباد قزوين واقع در ((تپه قبرستان)) ، توسط ((دکتر مجدزاده)) ، و نزديک بودن اين منطقه از لحاظ جغرافيايی به زنجان ، که احتمالاً اولين کوره ذوب مس می باشد و نيز وجود معادن بزرگ مس در منطقه نظير معدن مس ((رشيد آباد)) می توان به قدمت استفاده از اين فلز در زنجان پی برد .

چاقو سازی

قديمی‌ترين چاقوی به دست آمده از مجموعه‌ی مرد نمکی در معدن نمک چهرآباد (روستای حمزه‌لو) متعلق به هيجده قرن پيش می‌باشد. اين چاقو دارای دسته‌آی از شاخ بز است و طول آن 11 سانتی‌متر که با استفاده از دو ميخ پرچ به تيغه‌ای متصل گرديده که طول تيغه 5/8 سانتی‌متر اندازه‌گيری می‌گردد، تيغه مقداری زنگ زده است .
غلاف آن از جنس چرم بوده و با بندی از جنس چرم به به لباس وی متصل بوده است، طول غلاف 5/15 سانتی‌متر می‌باشد، در عرض آن شکافی تعبيه شده که احتمالاً وسيله‌ای شبيه گوش‌پاک‌کن يا نوعی سنجاق در آن جاسازی شده است. چاقوی مزبور را می توان به عنوان اولين و قديمی‌ترين سند موثق به دست آمده در خصوص صنعت چاقوسازی زنجان نام برد . 

از آنجائيکه ايرانيان در بين جهانيان از جنگاوران بی‌باک و جهانگشايان چيره‌دست شناخته شده‌اند ناگزير بايد از ابزارهای جنگی خوبی برخوردار بوده باشند، چرا که در زبان پارسی نام ابزارهای جنگی بجای مانده که برخی از آنها را در پارس باستان يعنی در نوشته‌های روزگار هخامنشيان و بيشتر آنها را در نامه دينی ايرانيان،اوستا، می‌يابيم و جالب اينکه نام بيشتر ابزار مزبور در زمان حاضر نيز بين نوشته‌ها، مشاهده می‌شود، کمان ابرو، کمند گيسو، تير‌مژه دلدار، از جمله تشبيهات زيبا و دلنشين ادبيات فارسی می‌باشد .

ابزار يا اوزار بايد از واژه زاور Zavar باشد که به معنی زور و...، در اوستا بکار رفته است ، با توجه به منابع موجود از جمله شآهنامه فردوسی اختراع بسياری از اشياء را به جمشيد نسبت می‌دهند، از آن جمله نرم‌کردن آهن و ساخت ابزار جنگی، ولی آنچه مسلم است استفاده از جنگ‌افزار با تاريخ انسان همراه بوده است. در ايران سابقه صنعت چاقوسازی را در زمانهايی بايد جستجو کرد که داشتن سلاحی سرد از ضروريات زندگی هر فرد به شمار می‌رفت (ايرانشهر ج 2) يکی از قديمی‌ترين مناطق سکونت ايران که قدمت آن به هزاره‌ی ششم می‌رسد، تپه سيلک کاشان می‌باشد،‌قديمی‌ترين آثار بدست آمده از سيلک از جنس سنگ می‌باشند از آن جمله چاقويی است با دسته‌ی از استخوان و تيغه‌ای از سنگ چخماق می‌باشد که متعلق به 4200 ق.م .
شاردن نقل می‌کند که در زمان او هيچيک از ايرانيان بدون شمشير از خانه بيرون نمی‌رفتند، تيغه اين شمشيرها به قدری برنده بود که بر طبق داستانهای قديمی اگر با دست پهلوانی به سواری زده می‌شد او را از فرق سر تا روی زين به دو نيم می‌کرد .
با ورود سلاح گرم به بازار بتدريج حمل و استفاده از سلاح سرد منسوخ گرديد. صنعت شمشيرسازی نيز رو به افول می‌رود و در حد چاقوسازی و ساخت اشياء برنده مورد نياز روزمره زندگی به حيات خود ادامه می‌دهد، يکی از شهرهائی که صنعت چاقوسازی و ساخت اشياء برنده را حفظ کرده و بيشترين شهرت و معروفيت را در ايران دارد، شهر زنجان است .
            هنز چاقوسازی در زنجان بطور قطع ماحصل عواملی چون موقعيت جغرافيايی و نقش زنجان در جنگهای مختلف تاريخی (قبل از اسلام و بعد از اسلام ) ، موقعيت سوق‌الجيشی استان نسبت به استانهای همجوار، قرار گرفتن بر سر تمدنهای شرقی، غربی و نزديکی به فلات مرکزی، وجود و فراهم بودن مواد اوليه و معادن غنی آهن و مس و . . . می‌باشد .
در بررسی‌های به عمل آمده و با توجه به شواهد و مدارک به دست آمده به طور قطع اعلام تاريخ دقيق و مشخص پيرامون زمان شروع اين صنعت در استان زنجان مقدور نمی‌باشد .
با طلوع و ظهور دين مبين اسلام و گسترش آن در سراسر سرزمين ايران، از جمله مناطقی که با ورود دين جديد مقابله نمود و در برابر پذيرفتن آن مقاومت کرد ، شهر زنجان می‌باشد و اين امر موجب پيدايش جنگ‌های متعدد و نيز توليد بيشتر سلاح سرد و رونق فلزکاری در منطقه گرديد .
در چهار قرن اول تمدن اسلامی، بيشتر اشياء ساخته شده فلزی به غير از تغييرات جزئی اصولاً تقليدی بوده است از فلزکاری دوره‌ی ساسانی ولی از قرن پنجم به بعد صنعت فلزکاری ايران وارد مرحله‌ی جديد می‌شود که آن را می‌توان تجديد حيات هنری ناميد، به طور مشخص در دوره‌ی سلجوقيان عده‌ای از هنرمندان فلزکار به اين ناحيه مهاجرت می‌کنند، چنانچه در کتاب « هفت هزار سال هنر فلزکاري» در ايران، نوشته محمد تقی احسانی ، می‌خوانيم: سازندگان اين آثار نفيس طبق نام‌های مندرج بر روی بعضی از آنها هنرمندان خراسانی هستند که در شرق و شمال شرقی ايران وطن اختيار کرده بودند .
عده‌ای از آنان به علت جنگ‌های خونين و زد و خوردهای محلی در عصر شاهان و اميران اين دوران مانند سامانيان، غزنويان و بالاخره سلجوقيان که خطه‌ی خراسان را عرصه‌ی تاخت و تاز قرار داده بودند جلای وطن کرده در ساير شهرها مانند زنجان، بروجرد، همدان، تبريز و به ويژه در شهر موصل اقامت گزيدند. آثار بر نظير و نفيس اين دسته از هنرمندان فلز کار ايرانی در شهر موصل به آن درجه از شهرت جهانی رسيد که به هنر موصلی معروف شد .
با روی کار آمدن سلجوقيان و مهاجرت عده‌ای از هنرمندان به سوی غرب کشور هنر فلزکاری بيش از پيش رونق يافت .
در اثر هجوم مغولان شهرهای آباد و مرکزهای صنعتی و هنری سلجوقيان در ماوراء النهر و خراسان ويران گرديد .

 

 در نتيجه استادان فلزکار نيز مانند ديگر هنرمندان مجبور به ترک کارگاه‌های خود شدند و به سوی مراکز هنری در غرب ايران و شمال بين النهرين روی آوردند تا از گزند تهاجم مغولان مصون بمانند با ورود استادکاران فلزکار ايرانی به مراکز هنری بين‌النهرين مانند موصل سبک و اسلوب هنر فلزکاری ايران در آنجا نيز رسوخ و نفوذ پيدا می‌کند و از موصل به سوريه و مصر انتقال می‌يابد.

در دوران ايلخانان مغول مراکزی چون تبريز، مراغه و سلطانيه جای شهرهائی چون هرات، مرو، نيشابور را می‌گيرند 

 

و مرکز تجمع هنرمندان و صنعتگران می‌شوندکه تحت حمايت و تشويق ايلخانان دوباره به خلق آثار هنری مشغول گرديده‌اند . به خصوص در دوره‌ی سلطنت سلطان محمد خدابنده الجايتو، سلطانيه پايتخت او يکی از بزرگترين مراکز فلزکاری آن زمان می‌شود.     

در اواسط قرن 15 ميلادی فلزکاران ايرانی از پيروی سبک‌های پيشين، به ويژه مغولی، که يکنواخت و خسته کننده بود، دست برداشتند . اين هنرمندان به علت گسترش معتقدات مذهبی تازه که تشيع بود و به علت تحولات سياسی در داخل کشور سبکی نوين در هنر فلز کاری به وجود آوردند .
با روی کار آمدن دودمان صفوی باب تازه‌ای در مکتب هنر ايران گشوده شد و در واقع محور طلايی هنر ايران مقارن حکومت همين دودمان بوده است. در اوايل حکومت شاه اسماعيل صفوی که ايران با ترک‌های عثمانی وارد جنگ شده برای تهيه ادوات و فلزات و ابزار جنگ از چند شهر کمک گرفت، در کتاب در شاه جنگ ايرانيان در يونان و چالدران می‌خوانيم :اسلحه در بسياری از شهرهای ايران ساخته می‌شد ولی چند مرکز اسلحه سازی در ايران بيش از ساير نقاط اهميت داشت، يکی از آنها کرند بود که انواع اسلحه از جمله زره، کاسک(خـُود) را در آنجا می‌ساختند ديگری زنگان يا زنجان به شمار می‌آمد و صنعتگران زنجانی در ساختن شمشير و خنجر مهارت داشتند، در اصفهان، ری، تبريز نيز انواع اسلحه را می‌ساختند، با تشويق شاه اسماعيل صنعتگران ايرانی که در خارج از منطقه آذربايجان بودند نيز مبادرت به ساختن اسلحه می‌کردند.

در حقيقت از اواخر قرن دهم هجری برتری اسلحه‌ی ايرانی در جهان آن روز زبانزد همگان شد. تاورينه، سياح معروف فرانسوی، که در زمان شاه صفی و شاه‌عباس دوم ، شاه سليمان نه بار به ايران مسافرت کرده معتقد است که ايرانيان در هنر فولادسازی مهارت و استادی کامل دارند و می‌دانند چگونه فولاد را برای ساختن تيغه‌های شمشير، خنجر، قمه، چاقو با زاج و ساير مواد در مراحل مختلف آماده کنند . مرغوبيت محصولات پولادين اين هنرمندان مديون فولادی است که از ناحيه‌ای از هند به نام گل کندا، به ايران آورده می‌شد .

 

 

اين جنگ افزار سازان پولاد اروپايی و پولاد ايرانی را مناسب نمی‌دانند، زيرا آب دادن فولاد هندی برای آنها سهل‌تر است. شاردن، سياح ديگر فرانسوی، نيز در قرن 16 ميلادی در سياحتنامه‌ی مفصل خود شرح مبسوطی از شمشير و قمه‌ای ساخت ايران آورده است.

  از قرن 16 تا قرن 19 ميلادی تغييراتی در ساخت تيغه‌های شمشير در ايران روی داد. بدين معنی که تيغه‌ی آن به مرور خميدگی و انحنای بيشتری پيدا کرد، و از قرن 17 تا 19 خميدگی آن به شکل شمشيرهای امروزی در می‌آيد .
در دوره‌ی صفويه استادانی چون عبدالغفار سکاک در زمينه چاقوسازی زنجان نقش مهمی در رونق اين صنعت مهم داشته اند، همچنين ايشان پيشوای دينی بوده و تأليفاتی نيز دارد .
 

 


اين صنعت تا دوره‌ی قاجاريه، يعنی تا سفر ناصرالدين شاه به فرانسه به همين سبک ادامه داشته است و معروفترين آنها چاقوهای کرند و يا چاقوهای ساخت حسن ( حسن نام استاد زنجانی از استادان آن دوره می‌باشد ) بوده است .
از حدود قرن 10 هجری قمری شهر زنجان يکی از مراکز مهم صنعتی بوده است که در آن کارگاههای مختلف اسلحه‌سازی داير و چاقوسازی نيز يکی از صنايع جنبی آن، محسوب می‌شده است .
با کشف مجموعه‌ی منحصر به فرد مرد نمکی، پيشينه‌ی تاريخی اين صنعت در زنجان از هيجده قرن پيش به طور قطع مشخص است . از جمله مدارک موثق ديگر از سازمان اسناد ملی کشور به دست آمد. می‌توان به مکاتبات معمول شده و يک برگ صورتجلسه‌ی چاقوسازان که در تاريخ 1323 شمسی انجام يافته اشاره نمود. در اين سند ذی‌قيمت، اسامی و امضاء 31 نفر از چاقوسازان زنجانی قيد گرديده است .
انواع ساخته‌ها :
با توجه به سليقه، ذوق و نيز هنر نمائی استادکاران را به منظور بازاريابی و جلب رضايت متقاضيان، ساخته‌های متنوع از چاقوها در ابعاد متفاوت تهيه و به بازار عرضه گرديده که بعضاً جنبه‌ی نمايشی و موزه‌ای نيز دارند ولی عموماً توليدات مزبور جنبه ی کاربردی و مصرفی داشته که با در نظر گرفتن نوع کاربرد آنها و جمع بندی مباحث ذکر شده درباره انواع ساخته ها می‌توان تقسيم‌بندی ذيل را در نظر گرفت :
1-2- چاقوی ضامن دار معمولی
2-2- چاقوی ضامن‌دار مغزی
3-2- چاقوی ضامن دار فشاری
4-2- چاقوی متری يا قلم‌تراش
3 – انواع کاردها :
1-3- کاردهای شکاری و صحرايی
2-3- کاردهای آشپزخانه
4- انواع قمه :
5 – چاقوهای قصابی
1-5- چاقوی سلاخی
2-5- چاقوی قصابی
6 – چاقوهای باغبانی و پيوندزنی
7 – انواع ساتور و کارد کباب پزی
8 – قلمتراش
1-8- قلمتراش يک تيغه
2-8- قلمتراش دو تيغه
3-8- قلمتراش يک لبه
4-8- قلمتراش دو لبه

 

دی ان ان